شیخ خواجه علی سیاه پوش

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خواجه علی سیاه پوش، از اجداد صفویان و از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی بود.
در منابع از او به نام های شیخ خواجه علی، سلطان خواجه علی و جناب سلطانی نیز یاد شده است، که چون لباس سیاه می پوشید به این صفت مشهور شد.
پیشینه
از زندگی او در آغاز جوانی اش، همین قدر دانسته است که پدرش، شیخ صدرالدین موسی که از صوفیان بنام بود، او را خلیفه و نایب خود معرفی کرد و به تعلیم و ارشاد او همت گماشت. خواجه علی نیز در ریاضت و تزکیه نفس راه نیاکانش را پیش گرفت.
وضعیت سیاسی
زندگی خواجه علی در جوانی به دور از دغدغه های سیاسی نبود، چرا که موقعیت پدرش که مورد احترام امیران ایلخانی بود، با ضعف ایلخانان و روی کار آمدن حکومت های محلی، نابسامان شد. پس از آن، با قدرت گرفتن ملک اشرف چوپانی، از امرای سلسله چوپانیان در آذربایجان، و دشمنی او با شیخ صدرالدین، اوضاع بر این خاندان سخت شد، تا جایی که شیخ صدرالدین در ۷۵۷ ناگزیر به گیلان گریخت و فقط پس از آن که جانی بیک (از سلاطین ازبک) ملک اشرف را کشت، به خواهش او به اردبیل بازگشت از دشمنی امیر چوپانی با شیخ صدرالدین چنین برمی آید که از این زمان، طریقت صفویان جنبه سیاسی پیدا کرده بود.
زمامداری خانقاه اردبیل
...

جمله سازی با شیخ خواجه علی سیاه پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرگذشت تاریخی این مصحف فقط از افسانه‌ها شناخته شده‌است. طبق یکی از آنها، وقتی تیمور لنگ سرزمین عراق را ویران کرد، مصحف موجود در کوفه را به عنوان گنجی از غنائم جنگی به پایتخت خود به سمرقند برد. طبق حکایتی دیگر، قرآن توسط شیخ خواجه احرار، بزرگ صوفی ترکستانی پس از اینکه خلیفه را درمان کرد به عنوان یک هدیه از خلافت به سمرقند آمد. این قرآن در مسجد خواجه احرار سمرقند برای چهار قرن باقی ماند تا ۱۸۶۹، وقتی که ژنرال روسی آبراموو آن را از ملاهای مسجد خرید و به کنستانتین فن کاوفمن، استاندار ترکستان، داد کسی که آن را به کتابخانه امپراتوری در سن‌پترزبورگ (امروزه همان کتابخانه ملی روسیه) فرستاد. کتاب مورد توجه شرق‌شناسان قرار گرفت و در پایان در سال ۱۹۰۵ یک نسخه کپی دقیق از آن در سن‌پترزبورگ تهیه شد. ۵۰ کپی به سرعت کمیاب شد. اولین شرح و تاریخگذاری جامع نسخه خطی توسط شرق‌شناس روسی شبونین در ۱۸۹۱ انجام شد. بعد از انقلاب اکتبر، ولادیمیر لنین، در یک حرکت برای حسن نیت نسبت به مسلمانان روسیه، قرآن را به مردم اوفا در باشقیرستان داد. پس از درخواست‌های مکرر مردم جمهوری سوسیالیستی شوروی ترکستان مستقل، قرآن در سال ۱۹۲۴ به آسیای مرکزی به تاشکند برگردانده شد و هم‌اکنون در آنجاست.