شمس الدوله ابوطاهر بن فخرالدوله

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شمس الدوله ابوطاهر بن فخرالدوله، از شخصیت های خاندان آل بویه، می باشد؛ این خاندان سلسله ای ایرانی نژاد و شیعی مذهب، منسوب به ابوشجاع هستند.
شمس الدوله ابوطاهر بن فخرالدوله، پس از مرگ پدر حکومت همدان و قرمیسین را در دست گرفت. در ۳۹۷ق/۱۰۰۷م که مادرش سیده خاتون از ری به نزد بَدر بن حَسَنویه رفت، شمس الدوله سپاه نزد سیده خاتون برد و سپس آن دو بر ری تاختند و آن دیار را تسخیر کردند. شمس الدوله یک چند به جای برادرش مجدالدوله در آن جا فرمان راند، اما اختلافی میان وی و مادرش پدید آمد و او به همدان بازگشت.
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۲۰۳، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
در ۴۱۱ق/۱۰۲۰م ترکان در همدان شوریدند و خانه وزیر را غارت کردند و خواستار قتل او شدند. شمس الدوله او را از وزارت برداشت، ولی چندی بعد که دوباره بیمار شد، ابوعلی را پس از درمان خود به وزارت نشاند. ابوعلی تا پایان کار شمس الدوله، در همین سمت باقی ماند. تاریخ درگذشت شمس الدوله به درستی دانسته نیست، اما برحسب قراین تاریخی، می بایست در اواخر ۴۱۱ق/۱۰۲۰م یا ۴۱۲ق/۱۰۲۱م باشد.

جمله سازی با شمس الدوله ابوطاهر بن فخرالدوله

💡 ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. من به خدمت او پیوستم تا پایان زندگی با او بودم و استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین زمان‌ها استادم کتاب قانون را نوشت و تألیف کتاب بزرگ شفا را به خواهشِ من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید؛ استاد وزارتِ او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد. ۴ ماه در زندان به‌سر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تنِ دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان درآمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سَفَروحَضَر و به هنگام جنگ و صلح، استاد را همراه و همنشینِ خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاءرا تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد. او با روش‌های اندیشمندانه بیماران را درمان می‌کرد.

💡 ظاهراً شاه واسطه‌هایی برای گرفتن رضایت به نزد خانم باشی فرستاده‌است. از جمله شمس الدوله و میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم. با انجام این کار ظاهراً شاه مقدمات خیانت همسرش به خود را فراهم کرده بود.