دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] برای صدق قاعده حرمت اعانت بر اثم شرایطی ذکر شده است.
← حرام بودن عمل ارتکابی معان
۱. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۳۷.
قواعد فقه،ج ۴،ص ۱۸۰،برگرفته از مقاله«شرایط صدق قاعده حرمت اعانت بر اثم»
...
[ویکی فقه] برای صدق قاعده حرمت اعانت بر اثم شرایطی ذکر شده است.
← حرام بودن عمل ارتکابی معان
۱. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۳۷.
قواعد فقه،ج ۴،ص ۱۸۰،برگرفته از مقاله«شرایط صدق قاعده حرمت اعانت بر اثم»
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به طریقهایِ متفاوتی به این برهان شکگرایانه پاسخ دادهاند. برخی مقدمهٔ دوم را رد کردهاند؛ مثلاً وگل معتقد است که فرضیهٔ ساکن جهان متعارف بودن (یعنی ساکن جهانی بودن که کموبیش همانطور است که واقعاً به نظر میرسد که هست) بهتر از فرضیهٔ مغز در خمره بودن تجربههای ما را تبیین میکند. پس استدلالی داریم به سود این که مغز در خمره نیستیم. درتسکی مقدمهٔ سه را رد میکند. او میگوید برای این که باور صادق ما به الف معرفت باشد کافی است این باور بر شواهدی چون ش مبتنی باشد، چنانکه در جهانهای ممکن نزدیکی که الف نادرست است دیگر واجد ش نیستم. طبق این ملاک اصل بستار همیشه درست نیست. کوهن با توسل به بافتارگرایی مشکل را حل میکند. طبق بافتارگرایی، شرایط صدق جملههای انتساب معرفت، جملههایی چون «ف میداند که الف»، در بافتارهای متفاوت یکسان نیستند. اگر گویندهٔ این جمله در بافتار زندگی روزمره باشد، معیارهای صدق اظهارش سهلگیرانهتر از وقتی است که او در بافتاری شکگرایانه است. در بافتار روزمره شواهدِ من برای صدق هر دوی این اظهارها کافیاند: «میدانم که دست دارم» و «میدانم که مغز در خمره نیستم» و در بافتار شکگرایانه برای صدق اظهار هیچیک از آنها کافی نیستند؛ یعنی اگرچه شکگران موفق میشود که نشان دهد که در بافتار شکگرایانه فاقد معرفت تجربی به جهان خارج هستیم، نمیتواند نشان دهد که در بافتار روزمره فاقد چنین معرفتهایی هستیم.