سره کردن
لغت نامه دهخدا
سره کردن. [ س َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تفتیش کردن. نیکو بنگریستن: و عارض او را بنگریستی و حلیه و اسب او را و سلاح او را همه سره کردی و همه آلت او را نیکو نگاه کردی و بستودی و پسندیدی. پس سیصد درم بسختی و اندر کیسه کردی و بدو دادی. عمرو بستدی و اندر ساق موزه نهادی و گفتی الحمد که ایزدتعالی مرا طاعت امیرالمؤمنین ارزانی داشت و مستحق ایادی او گردانید. ( زین الاخبار گردیزی ). || تجوید. ( دهار ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || صاف کردن. پاک کردن:
راست کن لفظ و استوار بگوی
سره کن راه و پس دلیر بتاز.مسعودسعد ( دیوان ص 291 ).رجوع به سره شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - خوب کردن کاری را نیکوکردن.
تفتیش کردن ٠ نیکو بنگریستن ٠ یا تجوید ٠ یا صاف کردن ٠ پاک کردن ٠
جمله سازی با سره کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ملیگرایی افراطی در دورهٔ قاجار برای انجام اصلاحات خود برنامهای برای اصلاح دولت ایران در آن زمان ارائه نمیدهد بلکه بهطور خاص اصلاحات خود را بر عملیات جابجایی خیالی به بازگشت به ایران پیش از اسلام و چیزی که «خلوص نژادی» معرفی میکند میشود. از این رو تلاش ملیگرایان بر ریشهکن کردن ریشههای اعراب و اسلام در ایران آغاز میشود و چنین برداشت میشود که ریشهکن کردن چنین عناصر بیگانهای اخلاق آریایی را از «آلودگیهای سامی» پاک میکند و شکوه از دست رفته را به صورت خودکار به ایران بازمیگرداند. در طول تاریخ زبان فارسی از تغییر و تحولات جنبشهای بنیادگرا به دور نبودهاست، جلالالدین میرزا قاجار که خود وامدار اندیشههای میزرا فتحعلی آخوندزاده بود و از یک خوانش از زبان فارسی که با نام پارسی سره شناخته میشود برای بازگشت به فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و پیش از عربیسازی حمایت میکرد و این موضوع به یک گفتمان در میان ملیگرایان عربستیز در ایران تبدیل شد. به گفتهٔ صادق زیبا کلام، نژادپرستی پارسی علیه اعراب به وضوح در حوزهٔ زبان دیده میشود، او تأسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی را برای اجرای طرحی در جهت حذف کلمات عربی از زبان فارسی میداند تا کلمات عربی که در فارسی بودهاند با آن که در آثار بزرگ ادبی مانند شاهنامه و اشعار مولوی هم که ذکر شدهاند حذف بشوند.