مرا کردن

لغت نامه دهخدا

مرا کردن. [ م ِ ک َ دَ ] ( ص مرکب ) پیکار کردن. جدال کردن:
اوت کشت و اوت هم خواهد درودن بی گمان
هر که کارد بدرود پس چون کنی چندین مرا.ناصرخسرو.رجوع به مرا شود. || برابری کردن:
بساکاخا که محمودش بنا کرد
که از رفعت همی با مه مراکرد.( چهارمقاله عروضی ).رجوع به مِرا و مِراء شود.

فرهنگ معین

(مِ کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - پیکار کردن، جدال کردن. ۲ - کوس برابری زدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پیکار کردن جدال کردن. ۲- کوس برابری زدن: بسا کاخا که محمودش بنا کرد که از رفعت همی با مه مرا کرد. ( چهار مقاله ) مراکز.

جمله سازی با مرا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر چنین خواهد مرا کردن پریشان شور عشق از دلم هر پاره چون برگ خزان خواهد دوید

💡 جوابش داد رامین گفت ماها ز غم خواهد مرا کردن تباها

💡 واقعاتی دیده بودی پیش ازین که خدا خواهد مرا کردن گزین

💡 ذره از خورشید و ظل از کوه بتوان دور کرد لیک از خاک درش نتوان مرا کردن جدا

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز