رایت کشیدن

لغت نامه دهخدا

رایت کشیدن. [ ی َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) علم برداشتن. بیرق بردن. بیرق زدن. حمل کردن رایت از جایی بجایی. و بیشتر کنایه از تاختن و هجوم کردن و لشکر بردن باشد بسرزمین یا ناحیتی بقصد تسخیر:
شب را معزول کرد چشمه خورشید
رایت دینارگون کشید به محور.مسعودسعد.کنون نشاط کشیده ست بر فلک رایت
کنون سرور نهاده ست بر سپهر سریر.رضی الدین نیشابوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

علم برداشتن. بیرق بردن. بیرق زدن. حمل کردن رایت از جایی بجایی.

جمله سازی با رایت کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نامرادی عاجزان را می شود خاک مراد آه سرد از دل کشیدن رایت منصور ماست

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز