دیر گذر

لغت نامه دهخدا

دیرگذر. [ گ ُ ذَ ] ( نف مرکب ) دیرگذار. کندگذار. که به کندی سپری شود: لکن بر هر حال که باشد تبهاء مرکب عسرتر و دیر گذرتر باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). کشکاب رطوبت زیادت کند و تب بلغمی را عسرتر و دیرگذرتر کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

دیر گذار. کند گذار. که به کندی سپری شود.

جمله سازی با دیر گذر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا راه نمودند به ما دیر مغان را خوش می‌گذرانیم جهان گذران را

💡 بشادی از آن انجمن گشت باز گذر کرد بروی شب دیر یاز

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز