لغت نامه دهخدا
دشوارزای. [ دُش ْ ] ( نف مرکب ) دشوار زاینده. زنی که بزحمت میزاید. عسر الولادة. ( ناظم الاطباء ). بر زنی که هر بار سختی کشد در وضع حمل اطلاق شود. ( شعوری ج 1 ص 454 ).
دشوارزای. [ دُش ْ ] ( نف مرکب ) دشوار زاینده. زنی که بزحمت میزاید. عسر الولادة. ( ناظم الاطباء ). بر زنی که هر بار سختی کشد در وضع حمل اطلاق شود. ( شعوری ج 1 ص 454 ).
دشوار زاینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاست گذاران و دانشمندان اغلب بر اهمیت کارآفرینی برای رشد اقتصادی تأکید میکنند. با این حال، بهطور شگفتآور تحقیقات کمی تأثیر کارآفرینی بر رشد را به صورت تجربی بررسی میکنند. این به دلیل درون زایی است - نیروهایی که رشد اقتصادی را پیش میبرند، کارآفرینی را نیز هدایت میکنند. به عبارت دیگر، تحلیل تجربی تأثیر کارآفرینی بر رشد، به دلیل اشتراکات کارآفرینی و رشد اقتصادی دشوار است. در چند مقاله از طرحهای نیمه آزمایشی استفاده شدهاست و دریافتند که کارآفرینی و تراکم مشاغل کوچک در واقع تأثیر اتفاقی بر رشد منطقه دارد.