خوش مغزی

مترادف‌ها

باهوش، زیرک، هوشمند، تیزهوش

متضادها

کم‌مغز، نادان، احمق، بی‌مغز

لغت نامه دهخدا

خوش مغزی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ] ( حامص مرکب ) خوب مغزی. خوش باطنی. مقابل خوش ظاهری:
به خوش مغزی به از بادام تر بود
به شیرین استخوانی نیشکر بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

خوب مغزی خوش باطنی

جمله سازی با خوش مغزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چشمه‌سارهای زیادی در داخل منطقه حفاظت شده و محیط‌های اطراف آن وجود دارد که سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های بزرگ و کوچکی است که به عنوان ذخایر منابع آبی محسوب می‌شود که به خارج از منطقه جریان می‌یابند. در ذیل به تعدادی از رودخانه و چشمه‌های مهم منطقه حفاظت شده جهان‌نما اشاره می‌شود: رودخانه‌های، ترکت، مغزی، چهارباغ. چشمه‌های زیارت، مغزی، مارسنگ، اسبومرگاه، شاه‌پسند، ترکت، حاجی‌آباد، گچیان، مراد چشمه، قل‌قله، وارا، خوش‌دستی، کلی چال، قورمه‌تو، پاییزین، قلعه سرک.

💡 توانایی او در حل مسائل پیچیده ریاضی و استفاده از روش‌های خلاقانه، نشان‌دهنده خوش مغزی و هوش سرشار او در محیط‌های آموزشی و علمی است.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت‌های اصلی معمولاً با استفاده از خوش مغزی خود می‌توانستند از بن‌بست‌های دشوار و موقعیت‌های خطرناک به سلامت عبور کنند.

💡 خوش مغزی و حاضر‌جوابی در موقعیت‌های اجتماعی می‌تواند به فرد کمک کند تا اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و بر دیگران تأثیر مثبت بگذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران