خوان پایه

لغت نامه دهخدا

خوان پایه. [ خوا / خا ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) دستار خوان را گویند. ( برهان قاطع ). || سفره دراز. ( ناظم الاطباء ). سفره. || زلة. نواله:
پشت دست از ستم چرخ بدندان خوردم
که ز خوان پایه غم قوت دگر می نرسد.خاقانی.عیسی از چرخ فرودآید و ادریس ز خلد
کاین دو را زله ز خوان پایه ٔطه بینند.خاقانی.پیش خوانپایه سلیمانی
سخن سور گرم تازه فرست.خاقانی.رجوع به خوان شود.

فرهنگ عمید

۱. سفره.
۲. میز غذاخوری.
۳. دستار خوان، دستمال سفره.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دستار خوان دستمال سفره.

جمله سازی با خوان پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرَگَرد یازدهم به پایه‌های گناهان و تاوان آن‌ها و این که کدام بخش از گوشت کُرپانی به چه ایزدی بستگی دارد می‌پردازد. این کار این گونه که آشکار است به آیین باستانی یشت گوسفندی بستگی داشته که برخی جانوران مانند گاو و گوسفند را در هنگام یسنا خوانی کُرپانی می‌نموده‌اند این آیین سپس جای خود را به یشت بازوهر یا یشت باگوشت داده‌است که هنگام این آیین جانور پیش از یسنا خوانی کُرپانی میشده‌است.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز