لغت نامه دهخدا
خاره سنب. [ رَ /رِ سُمْب ْ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) چیزی که خاره را سوراخ کند. ثاقب الحَجَر.
خاره سنب. [ رَ /رِ سُمْب ْ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) چیزی که خاره را سوراخ کند. ثاقب الحَجَر.
چیزی که می تواند سنگ خاره را سوراخ کند.
چیزیکه خاره ز سوراخ کند ثاقب الحجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به کارزار زده دست و گرم گشته نبرد ز تیغ آهن سنب وز تیر خاره گذار