تقدیم افتادن

لغت نامه دهخدا

تقدیم افتادن. [ ت َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) در پیش ذکر کردن. مقدم شدن. پیش داشتن: و چون عزیمت در اینکار پیوست آنچه ممکن شد برای تفهیم متعلم در شرح و بسط تقدیم افتاد... ( کلیله و دمنه ). || انجام یافتن. بعمل آمدن. انجام گرفتن: وآنچه از جهت وی در تأسیس قواعد خلافت و تأکید مبانی ملک و دولت تقدیم افتاد... چنان مستحکم و استوار گردانید که چهارصد و اند سال بگذشت. ( کلیله و دمنه ). و هرچه از این ابواب در حق بنده تقدیم افتد دون حق او باشد. ( سندبادنامه ص 323 ). نوشته ای به مأمون محمد والی جرجانیه نوشتند تا مقدم او را مکرم دارد و به اقامت مواجب و حوایج او قیام نماید تا آنچه مقتضای رای باشد در باب او تقدیم افتد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 264 ). تا آنجا روی و مقیم باشی تا اندیشه ٔانعام در حق تو تقدیم افتد. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 264 ). رجوع به تقدیم و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

در پیش ذکر کردن مقدم شدن پیش داشتن

جمله سازی با تقدیم افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کتابی در حکمت یا نجوم نیز توسط انوری نوشته شده‌است که به شاه قطب‌الدین، صاحب موصل، تقدیم کرده بود. به گمان شفیعی کدکنی این کتاب، احتمالاً همان کتاب مفید است که دولتشاه سمرقندی بدان اشاره کرده‌است. یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده. او این را به ویژه در شعری با عنوان: «شبی در حال مستی از بامی درافتاد و این قطعه را سرود» نشان داده‌است. در این قطعه وی افتادن خود را از پشت بام بر خلاف نظر همیشگی علمای آن زمان که آن را مربوط به ماهیت جسم و میل و کشش درونی جسم به سوی پایین می‌دانستند این بار سقوط شی را به زمین و خواست و ماهیت زمین نسبت داده‌است. قطعه مذکور به این‌گونه‌است:

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز