بیهوده خوار

لغت نامه دهخدا

بیهوده خوار. [ دَ / دِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مسرف. مبذر. آنکه بیجا خرج کند. ولخرج. باددست. و نیز رجوع به مجموعه مترادفات ص 333 شود.

فرهنگ فارسی

مسرف. مبذر. آنکه بیجا خرج کند. ولخرج.

جمله سازی با بیهوده خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ملک وجود، خوار بودن تا کی؟ بیهوده درین دیار بودن تا کی؟

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز