بسته رحم
لغت نامه دهخدا
بسته رحم. [ ب َت َ / ت ِ رَ ح ِ ] ( ص مرکب ) زنی را گویند که هرگز نزاید و او را به عربی عقیمه خوانند. ( برهان ). یعنی عورتی عقیمه. آنکه از زادن باز مانده بود. ( شرفنامه منیری ). عقیم. ( رشیدی ). کنایه از عقیم و نازاد. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 249 ). زن عقیم را گویند. ( سروری ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 178 شود:
ای در نظر جود تو بیقدر درم
وز زادن شبه تو جهان بسته رحم.
رکن الدین مکرانی ( از آنندراج، سروری و شعوری ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) نازا عقیم.
جمله سازی با بسته رحم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای نوجوان که دل به کمند تو بستهام رحمی نما که پیر و ضعیف و شکستهام
💡 در فرهنگهای مختلف، حفظ روابط با بسته رحم و رعایت حقوق خویشاوندان، یکی از مهمترین اصول برای حفظ انسجام و سلامت خانواده محسوب میشود.
💡 بسیاری از مذاهب دینی، رعایت حقوق بسته رحم را از واجبات اخلاقی میدانند که رعایت آن باعث برکت و آرامش در زندگی میشود.
💡 ما باید تلاش کنیم تا در زمان سختیها و مشکلات، همیشه در کنار بسته رحم خود باشیم و از آنها حمایت کنیم.