اصحاب صالح

لغت نامه دهخدا

اصحاب صالح. [ اَ ب ِ ل ِ ] ( اِخ ) پیروان صالح بن عمرو صالحی بودند. رجوع به صالحیه و الفرق بین الفرق ص 96 و ملل ونحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 230 شود.

فرهنگ فارسی

پیروان صالح بن عمرو صالحی بودند

جمله سازی با اصحاب صالح

💡 2 - از روايـات اسـلامـى چنين استفاده مى شود كه اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله )هـر چند امتياز مصاحبت آن بزرگوار را داشتند، ولى كسانى كه در دورانهاى بعد مى آيند واز ايـمـان راسـخ و عـمل صالح برخوردارند از يك نظر از صحابه افضلند، چرا كه آنهاشـاهـد انـواع مـعـجـزات بـوده انـد ولى ديـگـران بـدون مـشـاهـده آنـهـا، و بـا اسـتـفـاده ازدلائل ديگر، در همان راه گام نهاده اند.

💡 امام صادق ( عليه السّلام ) به زيارت كربلا، سرزمين شهادت و فداكارى رفت و پس ‍ اززيارت امام حسين و اهل بيتش ( عليهم السّلام ) و اصحاب برگزيده اش با شوق بهزيارت قبر عمويش، عباس شتافت و بر سر مرقد بزرگ آن بزرگوار ايستاد و زيارتزير را كه منزلت عباس را نشان مى دهد و بر مكانت او گواهى مى دهد با اين سرآغازخواند: ((سلام خدا و سلام ملائكه مقرّب و انبياىمرسل و بندگان صالح و همه شهيدان و صديقان پاك، شبانه روز بر تو باد اى پسراميرالمؤ منين...)).