اشتر میری

لغت نامه دهخدا

اشترمیری. [ اُ ت ُ ] ( حامص مرکب ) شترمیری. مرگامرگی اشتر.

فرهنگ فارسی

مردن پیاپی شتران بسبب سرایت امراض مرگامرگی شتران.

جمله سازی با اشتر میری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این میری و وزیری و خرگاه و طمطراق وین اسب و اشتران و قطار و مهار هیچ

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز