لغت نامه دهخدا
ابن حائل. [ اِ ن ُ ءِ ] ( اِخ ) هارون. اصل او از یهود، از مردم حیره. شاگرد ابوالعباس مبرد. و کتابی چند در نحو دارد. ( ابن الندیم ).
ابن حائل. [ اِ ن ُ ءِ ] ( اِخ ) هارون. اصل او از یهود، از مردم حیره. شاگرد ابوالعباس مبرد. و کتابی چند در نحو دارد. ( ابن الندیم ).
هارون اصل او از یهود از مردم حیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس چون جواب نامه به عمر رسيد آنچه عبيداللّه نوشته بود به حضرت عرض نكرد؛زيرا كه مى دانست آن حضرت به بيعت يزيد راضى نخواهد شد. ابن زياد پس از اين نامه، نامه ديگرى نوشت براى عمر سعد كه يابن سعدحايل شوميان حسين و اصحاب او و ميان آب فرات و كار را بر ايشان تنگ كن و مگذار كه يكقطره آب بچشند چنانكه حائل شدند ميان عثمان بن (125) عّفان تقىّ زكىّ و آب درروزى كه او را محصور كردند.