لغت نامه دهخدا
تب قلاعی. [ ت َ ب ِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب برفکی. رجوع به تب برفکی و تب و دیگر ترکیبهای آن شود.
تب قلاعی. [ ت َ ب ِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب برفکی. رجوع به تب برفکی و تب و دیگر ترکیبهای آن شود.
تب برفکس
💡 چون هر سه پیشوا در زمان واحد وارد عمل شدند و با رهبر اسکیتها ایشپاکای و پیشوای ماننا محتملا آخسری متحد بودند، قیام کنندگان توانستند در آن واحد در چند جبهه پیکار کنند. در همان اوقات اسرحدون آشوری دربارهٔ سرنوشت دیگر قلاعی که در معرض خطر بودند مانند بیت کاربیتو که توسط دوساننی محصور شده بود از هاتف سؤال میکردد.
💡 «[بربرها] زمینهای گوناگون ایالات را جهت اسکان میان خود تقسیم کردند: وندالها[ی سیلینگ] صاحب گالیسیا و سوئبیها هم صاحب آن بخش از گالیسیا که در طول ساحل غربی اقیانوس بود شدند. الانانها لوسیتانیا و کارتاخنا را داشتند و وندالهای هاسدینگ هم بایتیکا را صاحب شدند. اسپانیولیهای شهرها و قلاعی که از فاجعه جان سالم بهدر برده بودند، به اسارت بربرهایی درآمدند که در تمام ایالات فخر میفروختند.»