باهری
لغت نامه دهخدا
باهری.[ هَِ ] ( اِخ ) بگفته حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده نام سفیری است که از جانب خلفای فاطمی به دربار سلطان محمود آمد تا تبلیغ مذهب باطنی کند. او گوید: از مصر مردی باهری نام از پیش حاکم فاطمی به رسالت سلطان محمود آمد و در ایران دعوت بواطنه ظاهر کرد، خلقی بسیار در دعوت او رفته بودند کار او عروجی تمام یافت، سلطان او را حاضر کرد و به دلائل عقلی و نقلی ملزم گردانید و سیاست فرمود و آتش آن فتنه به آب عدل خود فرونشاند. ( از تاریخ گزیده ص 398 ). اما این نام به این صورت بلاشک مصحف «تاهرتی » است. رجوع به تاهرتی شود.
فرهنگ فارسی
نام سفیریست که از سوی خلفای فاطمی به دربار سلطان محمود آمد
جمله سازی با باهری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی جزو ده نفر منتخبی بود که توسط هویدا مسئول تدوین فلسفه انقلاب شاه و مردم شده بودند و به گفته محمد باهری تنها کسی که در این جلسه حرف نامربوط نزد او بود.
💡 به گفته محمد باهری، رضا قطبی معتقد بوده که جلوی تظاهرات مخالفان شاه نباید گرفته بشود چون تظاهرات سالمی هست و به سربازان و افسران گل داده شده. او همچنین معتقد به عفو مخالفان بوده.
💡 پس از کودتای ۲۸ مرداد در مقام وزیر دارائی کابینه سپهبد زاهدی مذاکرات با کنسرسیوم را اداره کرد که منجر به قرارداد کنسرسیوم شد. قراردادی که محمد باهری اینطور ادعا کرده است که از شاه شنیده طرفهای مقابل تنها در صورتی امضا میکنند که مجری آن در ایران امینی باشد.
💡 به گفته محمد باهری با توجه به حضور تقریباً اکثر سران دنیا در این جشن، مراسم با نظم خیلی بالایی اجرا شد که مرهون مدیریت اسدالله علم بود. باهری دربارهٔ اسکان و رفت و آمد سران کشورها میگوید که نظم به قدری بالا بود که حتی یک چمدان گم نشد.
💡 بر اساس مصاحبه محمد باهری در تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد او احتمال مرگ مشکوک را رد میکند و اظهار میکند بعد از این واقعه اسدالله علم در تماس تلفنی به او میگوید: «شاه یک خدمتگزار صمیمی و صدیق را از دست داد.»