جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس در لایهٔ ظرفیت اتم سدیم یک اوربیتال s با یک الکترون وجود دارد که با ازدستدادن آن بنابر قاعده هشتتایی به ساختار گاز نجیب پیش از خود یعنی نئون میرسد. اتم کلر نیز با گرفتن یک الکترون، اوربیتال p خود را کامل کرده و به ساختار پایدار گاز نجیب بعد خود یعنی آرگون میرسد:
💡 ظاهر طرح اثبات میکند که الکترون از هر دو شکاف بهطور همزمان عبور میکند. اگر چه عجیب به نظر میرسد، اما این پیشگوئی صحیح است. بهطور ویژه، پراش الکترون و نوترون به خوبی تفهیم شده و به صورت گسترده در علوم و مهندسی استفاده میشوند.
💡 الکترون در بازگشت به حالت پایه انرژی منتشر میکند و این انرژی دارای طول موج منطقه مرئی است که باعث میشود رنگ ایجاد شده در شعله دیده شود. شعاع یونی در فلزات قلیایی خاکی در مقایسه با شعاع اتمی آنها خیلی کوچکتر است. چون اتم یک الکترون در لایه S خود دارد که عدد کوانتومی آن با عدد کوانتومی لایه داخلی متفاوت است؛ بنابراین این لایه نسبتاً دور از هستهاست.
💡 تفسیر کپنهاکی جایگاه ویژهای به اندازهگیری در مکانیک کوانتومی میدهد، بیآنکه تعریف روشنی از آن بدهد یا اثرات عجیبش را توضیح دهد. هایزنبرگ در مقالهای به نام «انتقادها و جایگزینهای تفسیر کپنهاکی از مکانیک کوانتومی» دربارهٔ گفتهای از الکساندروف که (به زبان هایزنبرگ) «تابع موج در فضای پیکربندی وضعیت واقعی الکترون را مینمایاند» نوشتهاست:
💡 - در سطح الکترونیک، به آب و هوایی که مدارات الکترون قرار گرفتهاند (یا «پلهای شدهاند») وابسته است، اینطور که آنها میتوانند یک ذره از نور (یا فوتون) یک طول موج یا فرکانس خاص را در محدودههای نور مرئی یا فرابنفش جذب کنند. این همان چیزی است که رنگ را ایجاد میکند.
💡 علاوه براین کاربرد نظریه کوانتومی پلانک در مورد الکترون، به اشتفان پروکوپیو در سالهای ۱۹۱۱–۱۹۱۳ و پس از آن به نیلز بور در سال ۱۹۱۳ اجازه داد که گشتاور مغناطیسی الکترون را محاسبه کنند، که بعدها مگنتون نامیده شد؛ درپی آن، امکان محاسبات کوانتومی مشابه اما با مقادیر عددی کاملاً متفاوت برای گشتاور مغناطیسی پروتون و نوترون هم فراهم شد که به اندازه سه مرتبه بزرگی از گشتاور مغناطیسی الکترون کوچکتر هستند.