بزج
لغت نامه دهخدا
بزج. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران. سکنه 416 تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و لبنیات و عسل است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم و گلیم بافی. راه آن مالرو. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 1 ).
بزج. [ ب َ ] ( ع مص ) فخر نمودن. || برانگیختن کسی را بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دانشنامه عمومی
بـِزَج روستایی است در بخش میان طالقان و یکی از مرتفع ترین روستاهای طالقان می باشد که در جوار دره شلبان بزج و آبشار شله بن واقع است. روستای بزج با روستاهای سگران و نویزک همسایه می باشد.
غاری به درازای ۲۵ متر به نام غار بزج در نزدیکی این روستا وجود دارد.
بیشتر مردم این روستا دامدار، کشاورز و فرهنگی می باشند و به زبان باستانی تاتی تکلم می کنند.
جمله سازی با بزج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمام روستای بزج مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان طالقان، روستای بزج واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۶۱۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 آبشار شله بن که یکی از زیباترین آبشارهای طالقان است و دارای طبیعتی بکر و ناب است. این آبشار از قلل خسبان سرچشمه گرفته و سپس رودخانه خسبان رود را تشکیل میدهد. آبشار شلبن (شله بن) در غرب روستای بزج در ۱۰ کیلومتری شمال شهرک طالقان واقع شده است و مناظر طبیعی اطراف آن بسیار زیباست. این آبشار از سه طبقه تشکیل شده و در مسیر دسترسی به آن میتوان از کوچه باغهای قدیمی روستای خسبان و بزج نیز دیدن کرد.