ارکنت

لغت نامه دهخدا

ارکنت. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) نهری است در سنجاق دراج از ولایت اشکودره از ولایات آرناؤدستان و بمناسبت براقی و سپیدی کفهای آب آن، این نام بدان داده اند. چه ارکنت در زبان آرناؤد به معنی نقره باشد و در بسیاری از خریطه ها آنرا آرسن یا آرزن ضبطکرده اند. آب این نهر در مائله شمال غربی کوه غراب که در بین ایلپصان و تیرانه واقع شده از منابع متعددسرچشمه میگیرد و نخست بطرف مغرب و صحرا و آنگاه بسوی شمال غربی جاری میشود و پس از طی مسافت قریب 80 هزار گز در شمال قصبه دراج دماغه ای تشکیل داده از همین جا بخلیج وندیک مصب میگیرد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
ارکنت. [ اَ ک ُ ] ( معرب، اِ ) اَرخون. اَرکئون. اَرکون. در قدیم، قاضی بزرگ جمهوریهای یونان. || مهتر ترسایان. || رئیس. حاکم. ج، اراکنة: فلما علم الرؤساء فی وقته من الکهنة والاراکنة. ( عیون الانباء ج 1 ص 45 س 7 در ترجمه سقراط ). و رجوع باراکنه و ارخون و ارکئون شود.

جمله سازی با ارکنت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۲- آرکنت شاه: آرکنتی بود که مأمور رسیدگی به امور مذهبی و معنوی مردم به‌شمار می‌رفت و همچنین قضاوت در مورد جنایات را هم بر عهده داشت.

💡 در یونان باستان، ابتدا تنها یک نفر شاغل این شغل می‌شد و به مقام آرکنتی می‌رسید، امّا بعدها نه نفر به این عنوان دست می‌یافتند. از این نه نفر، سه نفر که مهمتر و معروفتر از سایرین بودند، عبارت بودند از:

💡 به موجب این قانون، سولون برای دلجویی از بدهکارانی که توانایی پرداخت وام خود را نداشتند، تخفیف زیادی قائل شد و به علاوه قانونی را که به موجب آن طلبکار حق به بردگی گرفتن یا فروش بدهکار را داشت، لغو کرد. با اینکه اصلاحات و قانون‌گذاری‌های انجام شده توسط سولون و توجهات او به منافع عامه، بسیار متعدد هستند، اما تنظیم سیزاکتی مهم‌ترین اقدام وی پس از آرکنت شدن به‌شمار می‌آید.