جانحه

لغت نامه دهخدا

( جانحة ) جانحة. [ ن ِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث جانح. || ( اِ ) یکی از استخوانهای پهلو نزدیک سینه، و هی مایلی الصدر کالضلوع هی مایلی الظهر. ج، جوانح. ( منتهی الارب ). مفرد جوانح که استخوانهای پهلو نزدیک سینه باشد. ( ناظم الاطباء ). استخوان خرد پهلو. ( مهذب الاسماء ). پهلو. ( دهار ). استخوان ریز که از طرف سینه رسته است چنانکه اضلاع از پشت. ( از بحر الجواهر ).

فرهنگ فارسی

از استخوانهای پهلو نزدیک سینه

جمله سازی با جانحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3. موساى كليم عليه السلام آن كلام را تنها با گوش نمى شنيد، بلكه با چشم و دست و پا و سر و دل و همه اعضاى جانحه و جارحه و... مى شنيد؛ يعنى نه تنه با مجارى ادراكى اعم از چشم و گوش آن را مى شنيد، بلكه با ابزار تحريكى نظير دست و پا هم آن را مى شنيد.

💡 اشاره: انسان، جهان، رابطه بشر و اشايى خارجى و ارتباط هر شخص با افعال جانحه وجارحه او، همگى عين فقرند وهيچ كدام سهمى از غنا و استقلال در هستى ندارند و چيزى كه عين فقر است، حدوث و بقاى آن يكسان است؛ يعنى هر موجودى در آغاز و نجام هستى خويش محتاج خداىِ غنّى است و تصدّى هر انسان نسبت به علم صائب يا عمل صالح نيازمند توفيق الهى است. ارجاع امور به خداوند و درخواست مشيت الهى و تقديم آن برخواسته خود و ديگران، گذشته از آن كه ادبى دينى است، تكيه گاه كلامى دارد. بنى اسرائيل لجوج كه گرفتارِ تيه چهل ساله شدند، اگر انعطاف نشان نمى دادند و متاءدب نمى شدند و صبغه توحيد را ملحوظ نمى داشتند، ممكن بود در تعيين ماءمور به، به تحيّر دراز دامن و سرگردانى گرانبارى مبتلا شوند.(480) اثبات همه خصوصيات ماءخوذ در احاديث ياد شده بدون احراز اعتبار اسناد آنها دشوار است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز