بزرگ سایه

لغت نامه دهخدا

بزرگ سایه. [ ب ُ زُ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) بلندسایه. باعظمت. بلندپایه. نعمت و راحت و نواخت رساننده به مردمان:
میر بزرگ سایه و میر بزرگ نام
میر بلندهمت و میر بلندرای.فرخی.

فرهنگ فارسی

بلند سایه با عظمت.

جمله سازی با بزرگ سایه

💡 میر بزرگ سایه و میر بزرگ نام میر بلند همت و میر بلند رای

💡 نا راست سری بزرگ سایه گستر او را سر جمله گردنان در چنبر

💡 بزرگ سایه یزدان و آفتاب ملوک که فتح و نصرت فخر آورند از ایامت

💡 شب ارتوانی بیدار باش روزی چند مدار خرد که ماهی بزرگ سایه فکند

💡 نخل بزرگ سایه بستان سروری رو در بهار کرد و برون آمد از خزان

هنگ یعنی چه؟
هنگ یعنی چه؟
چیکو یعنی چه؟
چیکو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز