براذاس
لغت نامه دهخدا
براذاس. [ ] ( اِخ ) ناحیتی است، مشرق وی رود آمل و جنوب وی خزران و مغربش ونندرو شمالش بجناک ترک و مردمانی اند کیش غوزیان دارند وخداوندان خرگاهند و مرده را بسوزانند و اندر طاعت خزریانند و خواسته ایشان پوست دَله َ است و ایشان را دو ملک است که با یکدیگر بیامیزند. ( حدود العالم ).
جمله سازی با براذاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برطاسها قومی بودند که نزدیک سرزمین خزران، میان خزر و سرزمین بلکار (بلغارهای اطراف رود اتل) میزیستند. مؤلف حدود العالم در مورد سرزمین برطاس مینویسد که مشرق و جنوبش سرزمین غزان، مغربش رود اتل (ولگا) و شمالش ناحیه پچناگ است. از نوشته مؤلف حدود العالم چنین برمیآید که برطاس در کرانه شرقی، و براذاس در کرانه غربی رود اتل قرار داشتهاست، ولی همین مؤلف شمال هر دو سرزمینِ یاد شده را ناحیه پچناگ نامیده است که در جنوب آنها سرزمین خزران بودهاست.