چراغ زمانه

لغت نامه دهخدا

چراغ زمانه. [ چ َ / چ ِ غ ِ زَ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خورشید و آفتاب. چراغ روز. چراغ جهان:
همه شب همی راند خود با گروه
چو خورشید تابان درآمد ز کوه
چراغ زمانه زمین تازه کرد
در و دشت بر دیگر اندازه کرد.فردوسی.رجوع به چراغ زمان شود.

فرهنگ فارسی

خورشید و آفتاب ٠چراغ روز ٠ چراغ جهان.

جمله سازی با چراغ زمانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون که زمانه از تو طورست خورشید چراغ مرده نورست

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز