چراغ زمان

لغت نامه دهخدا

چراغ زمان. [ چ َ /چ ِ غ ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغ زمانه. کنایه از خورشید و آفتاب. رجوع به چراغ زمانه شود. || مجازاً بمعنی چراغ عمر و چراغ زندگی است.
- تیره گشتن چراغ زمان؛ کنایه از مردن و فرونشستن چراغ عمر است:
سرانجام مرگ آیدت بی گمان
دگر تیره گردد چراغ زمان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

چراغ زمانه ٠کنایه از خورشید و آفتاب ٠ یا مجازا بمعنی چراغ عمر و چراغ زندگی کنایه از مردن و فور نشستن چراغ عمر است.

جمله سازی با چراغ زمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رهام متولد ۱۳۵۸ در کرمان و دیپلمه می باشد که سال ۱۳۸۰ زمانی که کارمند اداره برق بود بر اثر برق گرفتی از چراغ برق سقوط کرد.

💡 این سیستم‌ها در تقاطع‌ها نصب می‌شوند و در صورتی که خودرو زمانی که چراغ قرمز است از تقاطع عبور کند برای آن جریمه در نظر خواهد گرفت. همچنین اگر خودرو بر روی خط عابر پیاده ایستاده باشد جریمه مربوط به آن برای آن ثبت خواهد شد.

💡 از کوچک‌ترین که حداقل فضا را اشغال می‌کند و داخل جیب وسیله کنترل شناوری قرار می‌گیرد. تا آن‌هایی که بزرگ‌تر و خیلی قوی تر هستند. در غواصی اسکوبا چراغ قوه‌های بزرگ‌تر و خیلی قوی تری که زمان طولانی تری دوام می‌آورند مورد استفاده قرار می‌گیرند. بعضی از مدل‌ها می‌توانند با باتری‌های قابل شارژی که خیلی مفیدند مجهز شوند.

💡 پس از ترک اهواز همه چیز مرتب بود تا حدود ساعت ۸ شب به نزدیک کوه‌های حسن‌آباد قم رسیدیم. در این زمان سیستم برق هواپیما به‌طور کامل از کار افتاد و تاریکی همه جا را فراگرفت و تنها چراغ‌های حرم عبدالعظیم دیده می‌شدند. بر اثر قطع برق، موتورهای هواپیما نیز خاموش شدند و سیستم هیدرولیک هدایت از کار افتاد.