چای کار. ( نف مرکب ) چای کارنده. کارنده چای. کشت کننده چای. زارع چای. آنکه چای کاری کند و در کشت و زرع چای اطلاع و بصیرت دارد. || ( اِخ ) لقب شاهزاده کاشف السلطنه که در زمان سلطنت مظفرالدین شاه میزیسته و هم او برای نخستین بار بذر چای را از کشور چین با خود بایران آورده و کشت چای را در کشور ایران و در اراضی گیلان بمرحله آزمایش و عمل درآورده است. رجوع به کاشف السلطنه در همین لغت نامه شود.
کسی که کارش کشت وزرع چای است، چای کارنده، کشت کنندۀ چای.
چای کارنده ٠ کارند. چای ٠ کشت کنند. چای ٠ زارع چای ٠
رجوع شود به:کاشف السلطنه، محمدمیرزا قوانلو (تربت حیدریه ۱۲۴۴ـ بوشهر ۱۳۰۷ش)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او هر روز صبح و شب برای تلاوت نمازهای روز به معبد میرفت. در روزهای تولد اوزیریس و ایزیس، ممتنع بودن غذاهای باستانی را رعایت میکرد و پیشنهادهای آبجو، شراب، نان و بیسکویت چای را به کلیسای اوزیریس میآورد. غم و اندوه ایزیس و اوزیریس، که او به عنوان یک دختر یادگرفت، نیز خوانده میشود. او یکی از اتاقهای معابد را به یک دفتر شخصی تبدیل کرد، جایی که کار خود را انجام داد و با یک کبرا که بهطور مرتب از آن تغذیه میکرد، زنگ خطر نگهبانان معبد را دوست کرد.
💡 در این روش تغذیه گوشت و لبنیات و فراوردههای آن و تخممرغ به هیچ نوع و صورتی مصرف نمیشود، خامخواران از مواد محرکه نه بهعنوان محرکه بودن بلکه به دلیل تغیر شکل یافتن محصول و حرارت دیدن آنها مانند قهوه، چای، الکل، یا سیگار خودداری میکنند و آنها را به کار نمیبرند