لغت نامه دهخدا
قاضی درویش. [ دَرْ ] ( اِخ ) محمدبن خواجه شکراﷲ. رجوع به قاضی ضیاءالدین نوراﷲ شود.
قاضی درویش. [ دَرْ ] ( اِخ ) محمدبن خواجه شکراﷲ. رجوع به قاضی ضیاءالدین نوراﷲ شود.
محمد ابن خواجه شکر الله. رجوع به قاضی ضیائ الدین نور الله شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفت در پیش قاضی آن درویش گفت بنگر مرا چه آمد پیش
💡 دعوئی بد صوفی درویش را سوی قاضی برد خصم خویش را