صف شکوف

لغت نامه دهخدا

صف شکوف. [ ص َ ش ُ ] ( نف مرکب ) شکافنده صف. برهم زننده صف. درنده صف دشمن:
فلا دید در لشکر افتاده نوف
از آن زخم و آن حمله صف شکوف.اسدی.رجوع به صف و شکوف شود.

فرهنگ فارسی

شکا فنده صف

جمله سازی با صف شکوف

💡 تماشا، ساخته و پرداخته گروه مهندسان مشاور توان و به‌طور خاص، معمار بابک شکوفی (نیز طرّاح ساختمان جدید پردیس سینمایی آزادی) است. از دیدگاه معماری، ساختمان علاوه بر برخورداری از هندسه نوآورانه و و فُرم زیبا، به گونه ای طرّاحی شده‌است که از داخل هر واحد تجاری، برای رفتن به سالن‌های سینما دسترس در نظر گرفته شده تا به دور زدن مجتمع و گذر از خیابان و معابر عمومی و محوّطه باز سینما نیاز نباشد. بعلاوه با طرّاحی ساختمان به صورت استوانه ای چرخنده به دور خود و در نظر گرفتن معبری مارپیچ گرداگرد آن، دسترسی به بام ساختمان و لذّت بردن از نمای اطراف بدون نیاز به ورود به بنا برای عموم میسّر است.