واژه «شش دنب» در متون طب سنتی و منابع لغوی قدیم به نام یک گیاه دارویی و ریشهدار اشاره دارد که در توصیف آن ویژگیهای ظاهری، طعم و کاربردهای درمانی بهصورت دقیق ذکر شده است. این گیاه در منابع کهن به رنگی مایل به زرد توصیف شده و ریشه آن حالتی متمایل به سرخی دارد که همین تضاد رنگی از ویژگیهای شناختهشده آن در توصیفات قدیمی است. از نظر طعم، این گیاه معمولاً بیمزه دانسته شده اما در برخی گزارشها گفته شده که اندکی تندی نیز در آن احساس میشود. در برخی منابع آمده است که بهترین نوع این گیاه در منطقهای به نام دیرالغربا در بلاد مصر یافت میشود که نشاندهنده محدود بودن رویش و اهمیت جغرافیایی آن در طب قدیم است. در متون داروشناسی، «شش دنب» با نامهای مشابهی مانند «شش ریث» نیز شناخته شده و این نشان میدهد که این واژه در منابع مختلف با اختلافات لفظی ثبت شده است. ریشه این گیاه در توصیفات سنتی به عنوان بخشی ستبر و ضخیم معرفی شده که معمولاً به اندازه انگشتان دست نیز میرسد و همین ویژگی آن را از بسیاری گیاهان دیگر متمایز میکند. در کاربردهای درمانی، این گیاه بهویژه برای بیماریهایی مانند استسقا یا تجمع غیرطبیعی مایعات در بدن مفید دانسته شده و در متون طب سنتی به خاصیت دفع مواد زائد بدن برای آن اشاره شده است. پزشکان قدیم معتقد بودند که این گیاه میتواند بدون سختی و درد، به خروج مواد ناسالم از بدن کمک کند و از این جهت ارزش دارویی ویژهای داشته است. این واژه در اصل اصطلاحی تخصصی در طب سنتی بوده و بیشتر در کتابهای دارویی و گیاهشناسی قدیم دیده میشود و در زبان امروزی کاربرد رایج ندارد. در مجموع، «شش دنب» نام گیاهی دارویی با ریشهای ضخیم، رنگی متمایل به زرد و کاربرد درمانی در طب سنتی است که در منابع قدیم به عنوان دارویی مفید برای برخی بیماریها شناخته شده است.
شش دنب
لغت نامه دهخدا
شش دنب. [ ش َ / ش ِ دُمْب ْ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است مایل به زردی و بیخش مایل به سرخی، بیمزه که کمی تندی دارد. ( یادداشت مؤلف ). گیاهی است که به زردی زند و ریشه اش به سرخی گراید. و بهترین نوع آن در دیرالغربا یافت شود. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به شش ریث شود.
فرهنگ فارسی
گیاهی است مایل به زردی و بیخش مایل به سرخی بیمزده که کمی تندی دارد.