لغت نامه دهخدا
بی مالی. ( ص مرکب ) فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری:
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.نظامی.
بی مالی. ( ص مرکب ) فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری:
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.نظامی.
فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منْ چَنگه مالی بُورِمْ دوُستِ متکا پِشْتْ دوُست گِلِهْ دیمْرِهْ مِنْ هَدِمْ دِ تا خِشْ
💡 کادر اداره بیمارستان شامل مدیرعامل، معاون درمان، معاون آموزشی و پژوهشی، مدیر داخلی، مدیر مالی، و مدیر پرستاری است.
💡 الا تو و دانی که زیانیت نبودی از پرسش من بنده نه مالی و نه جاهی
💡 تنها منطقهٔ حاصلخیز و بارور مالی، جنوب این کشور است که به خاطر وجود دو رود نیجر و سنگال است.
💡 مالی که پایمال عزیزان حضرتست آن را همی ز حرص چرا تاج سر کنید
💡 توتسیها به دلیل توانگری مالی، وضعیت اقتصادی بهتری داشتند و در مقایسه با مردم قوم هوتو، از سطح آموزشی و شغلی بهتر بهرهمند بودند.