فالگو
لغت نامه دهخدا
فالگو. ( نف مرکب ) فالگوی. آنکه فال زند و تعبیر کند و سرانجام آن را بگوید. فالگیر. فال زن. فالکباز:
همان نیز گفتار آن فالگو
که گفت او بپیچد ز تخت تو رو.فردوسی.بسان فالگویانند مرغان بر درختان بر
نهاده پیش خویش اندر پر از تصویر دفترها.منوچهری.مرد را عقل رایزن باشد
سغبه فالگوی زن باشد.سنایی.
فرهنگ عمید
= فال بین
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فال زند و پیش بینی کند فالگیر فال زن.
جمله سازی با فالگو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غار لوماس ریشی درون صخره گرانیتی یکپارچه سخت تپههای بارابار کندهکاری شده است که در سمت چپ آن غار کوچکتر سوداما قرار دارد. این سایت به رودخانه فالگو نزدیک است و مرکز اطلاعات غارهای بارابار در نزدیکی آن واقع شده است. غار در فاصله ۳۰ کیلومتر (۱۹ مایل) از سمت شمال گایا در ایالت بیهار در هند، و حدود ۱٬۵۰۰ کیلومتر (۹۳۰ مایل) از غارهای آجانتا قرار گرفته است. این مکان از دیگر سایتهای باستانشناسی اصلی مرتبط با هنر و معماری، در فاصله دوری قرار دارد. برای مثال، این مکان در فاصلهای حدود ۱٬۰۰۰ کیلومتر (۶۲۰ مایل) از ماتورا و حدود ۲٬۲۰۰ کیلومتر (۱٬۴۰۰ مایل) از گنداره واقع شده است.