بروبیا

لغت نامه دهخدا

بروبیا. [ ب ُ رَ / رُو ] ( اِمص مرکب ) رفت و آمد.دم و دستگاه. تجمل و تعین. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- بروبیا داشتن؛ دستگاه و جلال و تعین داشتن. بروبرو داشتن. بسبب تعین و تمول در خانه باز، و آمد و شد بسیار داشتن.

فرهنگ فارسی

رفت و آمد دم و دستگاه.

جمله سازی با بروبیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مجموعه دوم «محله بهداشت» اما چند شخصیت دیگر به محله بروبیا اضافه شدند.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز