واژه «قضام» واژهای عربی و کهن است که در منابع لغوی مانند منتهیالارب برای آن چند معنای متفاوت ذکر شده و در اصل به اشیای خوراکی یا گیاهی با ویژگی خاص اشاره دارد. یکی از معانی مهم آن «چیزی است که با لبه دندان جویده یا خورده میشود» و در این کاربرد، به خوراکیهای سبک یا چیزهایی که به صورت تدریجی جویده میشوند اشاره دارد. این واژه در برخی متون به صورت «قضیم» نیز آمده و نشاندهنده نزدیکی معنایی میان این دو شکل است. در کاربرد دیگر، «قضام» به نوعی گیاه یا شورهگیاه گفته شده است که در طبیعت میروید و حالت خاصی از گیاهان شورپسند را توصیف میکند. برخی لغویان همچنین آن را به نوعی طحلب یا گیاه دریایی نسبت دادهاند که در محیطهای خاص رشد میکند. در معنای دیگر، «قضام» به نوعی خرما گفته میشود که در اثر خشکی درخت و کمبود آب، میوههای آن کوچک، خشک و کمکیفیت شده باشند و حالت اولیه مرغوب و آبدار خود را از دست داده باشند. این تنوع معنایی نشان میدهد که واژه «قضام» در متون کهن بیشتر برای توصیف اشیای طبیعی و خوراکی با حالت خاص به کار میرفته است. از نظر زبانی، این واژه در زبان عربی فصیح کاربرد داشته اما در فارسی امروزی تقریباً متروک شده است. مفسران لغوی تأکید کردهاند که تفاوت معانی آن به بافت جمله و کاربرد آن در متن بستگی دارد.
قضام
لغت نامه دهخدا
قضام. [ ق َ ] ( ع اِ ) چیزی که به کرانه دندان گزند و خورند. قضیم. گویند: ماذقت قضیماً و ماذقت قضاماً. ( منتهی الارب ).
قضام. [ ق ُض ْ ضا ]( ع اِ ) نوعی از شوره گیاه، یا آن طحما است. || خرمابن دراز که بارش خشک گردد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نوعی از شوره گیاه یا آن طحما است. یا خرما بن دراز که بارش خشک گردد.