لغت نامه دهخدا
ده پره. [ دَه ْ پ َرْرَ / رِ ] ( ص نسبی ) دارای ده پر. دهبرج. فیروزآبادی در کلمه دهبرج می نویسد معرب ده پر است یعنی صاحب ده پر؛ ولی نمی نویسد چه معنی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
ده پره. [ دَه ْ پ َرْرَ / رِ ] ( ص نسبی ) دارای ده پر. دهبرج. فیروزآبادی در کلمه دهبرج می نویسد معرب ده پر است یعنی صاحب ده پر؛ ولی نمی نویسد چه معنی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
دارای ده پر.
💡 ده پره کشت ورزه جعفرقلی، روستایی از توابع بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.
💡 پر پروانه بسوزد جز پروانه دل که پرش ده پره گردد ز فروغ شرری