لغت نامه دهخدا
حسن فروشی. [ ح ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل حسن فروش:
حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو.حافظ.
حسن فروشی. [ ح ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل حسن فروش:
حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو.حافظ.
عمل حسن فروش
💡 حسن فروشی به دل، ناله فروشی به جان سهل چنین هم مکن قیمت کالای خویش