دراز روی

لغت نامه دهخدا

درازروی. [ دِ ] ( ص مرکب ) کشیده روی. مخروطالوجه. ( دهار ). درازرخسار.

فرهنگ فارسی

کشیده روی

جمله سازی با دراز روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر خور از بخت جوان و برخور از ملک جهان بر خور از عمر دراز و برخور از روی نگار

💡 سخت رویان را زبان لاف می باشد دراز شورش سیلاب در کوه و کمر می دارد آب

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز