بعضه
مترادفها
بخش، قسمت، جزء
لغت نامه دهخدا
( بعضة ) بعضة. [ ب َ ع ِ ض َ ] ( ع ص ) پشه ناک: لیلة بعضة و ارض بعضة کذلک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). شب یا سرزمین پرپشه. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). مبعوضه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). و رجوع به مبعوضه شود.
فرهنگ فارسی
پشه ناک لیله بعضه و ارض بعضه کذلک ٠ شب یا سرزمین پر پشه ٠
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یُنکِرُ: انکار می کنند (عبارت "وَﭐلَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ ﭐلْکِتَابَ یَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمِنَ ﭐلْأَحْزَابِ مَن یُنکِرُ بَعْضَهُ" یعنی: و کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کردیم از آنچه بر تو نازل شده است، خوشحالند. و برخی از گروهها [یِ اهل کت...
ریشه کلمه:
بعض (۱۵۸ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جمله سازی با بعضه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مؤ لف: اين روايات بطورى كه ملاحظه كرديد عبارت (ضرب القرآن بعضه ببعض )را در مقابل (تصديق بعض القرآن بعضا) قرار داده، معلوم مى شود منظور از(ضرب القرآن ) اين است كه كسى بين مقاماتى كه معانى آيات دارند خلط كند و درترتيبى كه بين مقاصد هست اخلال وارد آورد، مثلا محكم را متشابه و متشابه را محكم بداند،و يا خطاهايى از اين قبيل مرتكب شود.
💡 (و من الاحزاب من ينكر بعضه ) - الف و لام در (الاحزاب ) الف و لام عهد است، ومعنايش اين است كه پاره اى از احزاب اهل كتاب، كسانيند كه پاره اى از آنچه به تونازل شده را انكار مى كنند، و آن آياتى است كه دلالت بر توحيد و نفى تثليث و نفىساير عقائد باطله و معارف و احكام دستخورده اهل كتاب دارد.
💡 در يك مورد پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله مى فرمايد: (المؤ من للمؤ من كالبنيانيشيد بعضه بعضا؛ افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاى يك ساختمانند كه هرجزئى از آن جزء ديگر را محكم نگاه مى دارد).
💡 سپس اضافه مى كند: ولى جمعى از احزاب قسمتى از آياتى را كه بر تونازل شده است انكار مى كنند (و من الاحزاب من ينكر بعضه ).
💡 و نيز مى فرمايد: (مثل المؤ منين فى توادهم و تراحمهمكمثل الجسد الواحد اذا اشتكى بعضه تداعى سائره بالسهر و الحمى؛مثل افراد با ايمان در دوستى و نيكى به يكديگر همچون اعضاى يك پيكر است كه چونبعضى از آن رنجور شود و به درد آيد اعضاى ديگر را قرار و آرامش نخواهد بود).