بداد

لغت نامه دهخدا

بداد. [ ب ِ ] ( ع مص ) برآوردن هرکس چیزی را و پس از فراهم آمدن تقسیم نمودن میان خودشان. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بیاوردن هرکس چیزی را و بعد فراهم آمدن تقسیم کردن میان خود. ( یادداشت مؤلف ). || فروختن چیزی را بمعاوضه. ( منتهی الارب ). بمعاوضه فروختن. مبادة. ( یادداشت مؤلف ).
بداد. [ ب ِ ] ( ع اِ ) آنچه از کاه و پشم و پنبه و مانند آن پر کنند و در زیر زین و پالان گذارند تا پشت ستور ریش نگردد و آن دوتا میباشد. ج، بدائد، اَبِدَّة. || نمدپاره ای که بر پشت ستور پشت ریش بندند. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
بداد. [ ب َ / ب ِ ] ( ع اِ ) بهره ای از هر چیز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بهره و نصیب و بخش. ج، بُدُد. ( ناظم الاطباء ).
بداد. [ ب َ ] ( ع ص ) متفرق و پریشان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). پراکنده. ( یادداشت مؤلف ). یقال: جائت الخیل بدادِ بدادِ و بدادَ بدادَ و تفرق القوم بدادِ؛ ای متفرقة متبددة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || حریف. همتا. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اقران. ( از اقرب الموارد ). کفو. ( یادداشت مؤلف ). یقال: لقو بدادهم؛ یعنی در جنگ حریف و همتای خویش را گرفتند. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || یک یک بیرون آمدن در جنگ. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). مبارزه. براز: لو کان البداد لما اطاقونا؛ اگر یک یک بمیدان می آمدند با مابرنمی آمدند. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
بداد. [ ب َ دِ ] ( ع اِ فعل ) باید که بگیرد هر مرد حریف و همتای خویش را. و منه قولهم فی الحرب: یا قوم بداد بداد. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

باید که بگیرد هر مرد حریف و همتای خویش را.

جمله سازی با بداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد شناخته ست چو بوبکر و عمر و عثمان

💡 و چون پروردگار ابراهيم، وى را با صحنه هائى بيازمود و او بحدكامل آن امتحانات را انجام بداد، بوى گفت: من تو را امام خواهم كرد ابراهيم گفت: از ذريهام نيز كسانى را بامامت برسان فرمود عهد من بستمگران نمى رسد (124)

💡 بوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جان چون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم

💡 تام گیتس استاد بهانه‌گیری برای انجام تکلیف شب است.تام می‌خواهد به کنسرت ۳تاباحال برود؛ ولی در پیرامون این تصمیم حوادث خوب و بدی هم برای تام پیش می‌آید مثل اینکه آقای فولرمن بداد تام گیتس می‌رسد و تام هم ۳تاباحال را از نزدیک می‌بیند.

💡 در یکزمان بداد کفش هر ذخیره ئی کآنرا بصد قران فلک اندرکنف نهاد

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز