لغت نامه دهخدا
بهار تانیسر. [ ب َ رِ س َ ] ( اِخ ) بتخانه تانیسر. رجوع به تانیسر شود:
از آنکه جایگه حج هندوان بودی
بهار گنگ بکند و بهار تانیسر.عنصری.
بهار تانیسر. [ ب َ رِ س َ ] ( اِخ ) بتخانه تانیسر. رجوع به تانیسر شود:
از آنکه جایگه حج هندوان بودی
بهار گنگ بکند و بهار تانیسر.عنصری.
بتخان. تانیسر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنکه جایگه حج هندوان بودی بهار گنگ بکند و بهار تانیسر