بسند کار

لغت نامه دهخدا

بسندکار. [ ب َ س َ ] ( ص مرکب ) راضی و خشنود.( ناظم الاطباء ). قانع. صبور. خرسند به بهره خویش. ( یادداشت مؤلف ). || کافی. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- قانع. ۲- راضی شدهخشنود شده.

جمله سازی با بسند کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آخر گفت: اگر خواهی که بی‌گنج توانگر باشی بسند کار باش.

💡 الاختیار: به اختیار آن خواهند که اختیار کند مر اختیار حق را بر اختیار خود؛ یعنی بدانچه حق تعالی مر ایشان را اختیار کرده است از خیر و شر، بسند کار باشند و اختیار کردن بنده مر اختیار حق را تعالی هم به اختیار حق بود؛ که اگر نه آن بودکه حق تعالی ورا بی اختیار کردی وی اختیار خود فرو نگذاشتی.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
گجه یعنی چه؟
گجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز