هدف از تزکیه نفس، رسیدن به مقامی است که انسان جز خداوند، هیچ کس و هیچ چیز، حتی خود خویش را نبیند. به بیان دیگر، مقصود از تزکیه، قرب به خداوند متعال است؛ قربی که نه به معنای کم شدن فاصله زمانی یا مکانی، بلکه به معنای رشد و تعالی روحی انسان است. انسان با حرکت اختیاری و انتخابهای آگاهانه، با انجام اعمال نیک و پرهیز از هر گونه زشتی و پلیدی، میتواند به مرحلهای دست یابد که مورد عنایت ویژه الهی قرار گیرد و درخواستهایش در مسیر خیر و صلاح مورد اجابت قرار گیرد. در واقع، تزکیه نفس، فرایندی است که انسان را از تعلقات دنیوی و نفسانی رها کرده و به یک وضعیت روحانی و اخلاقی والا رهنمون میسازد.
انسان، برخلاف سایر موجودات جهان آفرینش، دارای دو بعد است: بعد نخست، بعد حیوانی اوست که شامل نیازهای زیستی، تغذیه، تناسل و سایر امور فیزیولوژیکی است و در این جنبه با دیگر موجودات زنده اشتراک دارد. بعد دوم، بعد انسانی و روحی اوست که شامل قوای دماغی، حالات روحی و ویژگیهای نفسانی میشود و وجه تمایز انسان از سایر موجودات زنده به شمار میرود. این بعد انسانی محور اصلی رشد و کمال انسان است و زمینهساز دستیابی به فضایل اخلاقی و معنوی است.
رشد واقعی انسان به این معنا نیست که او تنها به یکی از ابعاد خود بپردازد؛ مثلاً فقط به نیازهای حیوانی همچون خوراک، خواب، شهوت و خشم توجه کند یا بالعکس، از لذتهای طبیعی و خوردن و نوشیدن کامل صرف نظر کرده و تنها به امور معنوی و انسانی اهتمام ورزد. در اسلام، این نوع افراط و تفریط هر دو مذمت شده است. نمونه روشن آن، عثمان بن مظعون است که خانه و زندگی خود را ترک کرده و به گوشهنشینی و عبادت پرداخته بود، اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را از این کار منع کردند و نشان دادند که رشد و کمال انسان مستلزم اعتدال در هر دو بعد وجودی است و پرورش همزمان جسم و روح ضرورت دارد.