باچه

لغت نامه دهخدا

باچه. [ چ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان براآن بخش حومه شهرستان اصفهان در 23هزارگزی جنوب خاور اصفهان و 15هزارگزی جنوب شوسه اصفهان به یزد. سکنه آن 62 تن است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).

جمله سازی با باچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوشته اند: امام عليه السلام هزار و نهصد و پنجاه نفر از سپاه دشمن را به استثناىمجروحان به قتل رسانيد تا اينكه عمر بن سد فرياد بر آورد: واى برشما! مى دانيد باچه كسى مبارزه مى كنيد؟ اين فرزند على بن ابيطالب كشنده عرب است ! پس، از همهسوى بر او بتازيد، پس از صدور اين فرمان صدو و هشتاد نفر با نيزه و چهار هزار نفربا تير به آن حضرت حمله ور شدند. (666)

💡 «گری» در حقیقت یکی از سه طایفه‌ای بزرگی است که جاغوری را تشکیل می‌دهد که در اصطلاح محلی به «سه دسته» (گری، یزدری یا ایزدری و باغچری) مشهور است، که به گفته‌ای مردم آن دیار؛ گری یکی از سه باچه (پسر) جاغوری بوده که خود شش باچه داشته است به نام‌های: دولت شه، انگوری، زیرک، قره، حیدر و داوود؛ اکنون که این باچه‌ها به اقوام بزرگی تبدیل شده‌اند خود به خانوارهای بسیاری تقسیم می‌شوند که این خانوارها از چندین خانواده‌ای کوچکتر تشکیل شده‌اند که در میان آن‌ها قره از همه بزرگتر است.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز