لغت نامه دهخدا
بالوان. [ ل َ ] ( اِخ ) قریه ای است در نواحی دینور، گفته اند میانه بالوان و بالوانه که آن هم در نواحی دینور است، چهارفرسخ است. ( مرآت البلدان ج 1 ص 161 ) ( از معجم البلدان ).
بالوان. [ ل َ ] ( اِخ ) قریه ای است در نواحی دینور، گفته اند میانه بالوان و بالوانه که آن هم در نواحی دینور است، چهارفرسخ است. ( مرآت البلدان ج 1 ص 161 ) ( از معجم البلدان ).
قریه ایست در نواحی دینور
بالوان (بلغارستان). بالوان ( به بلغاری: Balvan ) یک منطقهٔ مسکونی در بلغارستان است که در استان ولیکو تارنوو واقع شده است. بالوان ۳۳٬۶۷۰ کیلومتر مربع مساحت و ۶۰۱ نفر جمعیت دارد و ۱۳۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنانكه در مقابل اين نامبرده ها، كفر، و شرك، و جحود، و طغيان، و معصيت، نيز از مراتبمختلفى از گمراهى را دارا هستند، همچنانكه قرآن كريم درباره هر دو صنف فرموده: (ولكل درجات مما عملوا، و ليوفيهم اعمالهم، و هم لا يظلمون )، (براى هر دسته اىدرجاتى است از آنچه مى كنند، تا خدا سزاى عملشان رابكمال و تمام بدهد، و ايشان ستم نمى شوند). و اين معنا نظير معارف الهيه است، كهعقول در تلقى و درك آن مختلف است، چون استعدادها مختلف، و بالوان قابليت ها متلوناست، همچنانكه آيه شريفه (رعد - 17) نيز باين اختلاف گواهى ميداد.