لغت نامه دهخدا
لباس شویی. [ ل ِ ] ( حامص مرکب ) شستن جامه. || ( اِمرکب ) کارگاه جامه شویی. جامه شوی خانه. رختشوی خانه.
لباس شویی. [ ل ِ ] ( حامص مرکب ) شستن جامه. || ( اِمرکب ) کارگاه جامه شویی. جامه شوی خانه. رختشوی خانه.
۱. شستن لباس، شستن جامه.
۲. شغل و عمل لباس شو.
۳. وسیلۀ برقی که به طور خودکار لباس می شوید.
۱- عمل و شغل لباس شو شستن جامه. ۲-( اسم ) دکان لباس شو.
{laundry} [گردشگری و جهانگردی] محلی برای شست وشو و خشک کردن و اتوکشی لباس ها و ملزومات پارچه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوعی ترکیب از سدیم و فسفر است. این ماده در تولید لاستیک، شویندهها و چاپ عکس کاربرد دارد. در پودرهای لباس شویی (همچنین صنایع تصفیه برق آبی) باعث از بین رفتن سختی آب میشود،همچنین باعث سفید تر بنظر آمدن پودر شوینده میشود،البته استفاده بیش از یک درصدآن در پودر های شوینده به دلیل آسیب به محیط زیست از طرف سازمان استانداد ممنوع شده است، همچنین به عنوان مواد نگه دارنده نیز گزینه خوبی به حساب میآید. این ماده به عنوان رطوبت گیر نیز کاربرد فراوانی دارد.
💡 در ژوئن ۲۰۰۹ تصمیم گرفته شد که بکو با شرکت آرچلیک ادغام شود. هماکنون تعدادی از محصولات آرچلیک مانند یخچال، تلویزیون، ماشین لباس شویی، ماشین ظرف شویی با برند بکو ارائه میشود.