ریشه جوش

لغت نامه دهخدا

ریشه جوش. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) جوانه هایی که روی ریشه های سالم می روید. روی ریشه های سالم برخی درختها و درختچه ها جوانه هایی پیدا می شود که ازآنها جسته هایی به نام ریشه جوش می روید، درختان سپیدار، توسکا، اقاقیا و برخی گونه های مازو و نارون ریشه جوش می دهند. ریشه جوشها اغلب از ریشه های سطحی و گاهی از ریشه های عمیق می رویند و به آسانی از درخت اصلی جدامی شوند، گاهی نیز از تنه درخت مادری ظاهرشده خود مستقلاً درختی تشکیل می دهند. ( جنگل شناسی ساعی ص 70 ).

فرهنگ فارسی

جوانه هایی که روی ریشه های سالم می روید.

ویکی واژه

نقاط برخورد اولین گذر جوش با فلز پایه که در آن فلز جوش در اتصال فراتر از آن نقاط ادامه دارد.

جمله سازی با ریشه جوش

💡 ۵ قطعه برای هر جوش گوشه شناخته شده به عنوان ریشه، پا، صورت، پا و گلو وجود دارد. ریشه جوش بخشی از عمیق نفوذ است که زاویه مخالف وتر است. انگشتان دست جوش عمدتاً لبه‌ها یا نقاط وتر هستند. چهره جوش، بصری بیرونی یا فرضیه ای است که شما در هنگام نگاه کردن به جوش گوشه می‌بینید. پاها مخالف و طرفهای مجاور جوش گوشه مثلثی هستند. طول پا معمولاً به عنوان اندازه جوش تعیین می‌شود. گلو جوش فاصله از مرکز چهره به ریشه جوش است. به‌طور معمول، عمق گلو باید حداقل به ضخامت فلز مورد استفاده در جوش باشد.

💡 تبریزی درختی برگ‌ریز است. برگها سبز براق، پهن، یا لوزی نوک تیز هستند. پیش از ریزش رنگ طلائی روشن تا زرد به خود می‌گیرند. جوانه‌های آن زرد رنگ، معطر و چسبناک است. ارتفاع آن تا سی متر می‌رسد. شاخه‌های آن موجی و فاقد جهت‌های ریشه جوش است. تنهٔ آن مستقیم رشد می‌کند و کم شاخه است و از این جهت برای تیر چوبی سقفها به مصرف می‌رسیده‌است. تا ۶ سالگی می‌تواند به بازده مطلوب برای برداشت چوب برسد.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز