رواشح

لغت نامه دهخدا

رواشح. [ رَ ش ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ راشِح. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از معجم متن اللغة ). رجوع به راشح شود. || زیادت سر پستان گوسفند خاصةً. ( از تاج العروس ). ثعل الشاة خاصةً، ای اطباؤها. ( اقرب الموارد ). زیادی سر پستان گوسفند. ( از معجم متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

جمع راشح زیادت سر پستان گوسفند خاصه زیادی سر پستان گوسفند

جمله سازی با رواشح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفتد به ناصیه بحر را دگر از مضایقه موج چین گرش از رواشح دست خود کرم تو ریزه خوان دهد

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز