چهل جای

لغت نامه دهخدا

چهل جای. [ چ ِ هَِ ] ( اِخ ) نام نهری در حاجی لر است که از کوه نیلی سرچشمه میگیرد و بنامهای پسرک و چهل گیسو نیز نامیده میشود. این نهر یکی از سه نهری است که خرمارود را تشکیل میدهند. خرمارود در نزدیکی خرابه های شهر قدیم گرگان به گرگان رود می پیوندد. ( ترجمه مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 219 ).

فرهنگ فارسی

نان نهری در حاجی لراست که از کوه نیلی سر چشمه میگیرد و بنامهای پسرک و چهل گیسو نیز نامیده میشود.

جمله سازی با چهل جای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیتی ارتباطات قوی با سیتی لندن دارد و شهردار لندن به عنوان رئیس دانشگاه عمل می‌کند. این دانشگاه به شش مدرسه تقسیم شده است، که در آن حدود چهل بخش و مرکز آکادمیک وجود دارد، از جمله بخش خبرنگاری، دانشکده تجارت بِیز (پیش از این مدرسه تجارت کَس)، و دانشکده حقوق سیتی که اینس آف کورت را در خود جای داده است.

💡 نخستین سرمایه ارزنده بنیاد، کتابخانه بزرگ استاد پرویز شهریاری است که با بیش از چهل هزار جلد کتاب در اختیار بنیاد گذاشته‌اند تا پس از فراهم آوردن جایی در خور، کتابخانه و موزهٔ وابسته به آن برپا شود.

💡 نقل است که شیخ چهل سال در مسجد مجاور بود. جامهٔ مسجد جدا داشتی، و جامهٔ خانه جدا، و جامهٔ طهارت جای جدا.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز