تختک
مترادفها
ملخ
لغت نامه دهخدا
تختک. [ ت َ ت َ ] ( اِخ )دهی از دهستان جاوید در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون است که در شانزده هزارگزی خاور فهلیان و چهارهزارگزی شوسه کازرون به بهبهان قرار دارد. دامنه ای گرمسیر است و 200 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با تختک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چند سال پیش که تالاب بینالمللی هامون آب داشت و صید و صیادی، دامداری و شکار از رونق خاصی برخوردار بود توتن نقش وسیله حمل و نقل مردم در این دریاچه آب شیرین و تختکهای (شبه جزیره) داخل آن را ایفا میکرد بطوریکه دامداران و صیادان بدون این وسیله امکان انتقال علوفه، جابجایی دام، فعالیت صیادی و شکار را نداشتند.